یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

یسنا گلی

کنجکاوی کودکان

٣ نکته طلایی برای تحریک کنجکاوی کودکان خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر [...] «خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر ها م...
4 دی 1390

اعتماد به نفس کودک

                                 آموختن اعتماد به نفس به کودک                       وقتی فرزندتان نوزاد است چطور می توانید به افزایش اعتماد به نفس در او کمک کنید تا از تلاش دوباره برای کاری نهراسد؟ ● یک چرخه قابل پیش بینی بسازید وقتی کودکی می داند که بعد از حمام کردن، به او غذا می دهند و سپس باید بخوابد، دیگر لازم نیست نگران اتفاقات بعدی باشد وقتی فرزندتان نوزاد است چطور می...
4 دی 1390

قصه روباه و بزغاله

    روزی بود روزگاری بود . یک روز روباهی از صحرا می گذشت و دید یک گله گوسفند دارد آنجا می چرد . روباه خیلی گرسنه بود و فکر کرد :« کاش می توانستم یک گوسفند بگیرم ، اما من حریف آنها نمی شوم ، این کارها کار گرگ و شیر و پلنگ است .» روباه دراین فکر بود که صدای یک مرغ وحشی به گوشش رسید . دنبال صدا رفت و رسید به حاشیه جنگل . در جستجوی مرغ از زیر شاخ و برگ درختها پیش رفت و یک وقت دید از پشت درختها صدای خش خش می آید . رفت از لابلای درختها نگاه کرد دید یک فیل است ، فیل از راه باریکی که در میان درختها بود می گذشت و از طرف مقابل هم یک شیر می آمد . ادامه مطلب را بخوانید روزی بود روزگاری بود . یک روز روب...
3 دی 1390

همش بازی

یسنا جونم سلام. دیروز رفته بودیم پیش پویا کوچولو و خدا رو شکر یسنا جون حسودی نکرد. اونجا هم  کلی شیرین زبونی کردی و خودت رو عزیز کردی قربونت برم. راستی زهرا کوچولو ذرجه یرقانش رفته بالا و دو روز گذشته زیر دستگاه بود.ایشالا زود زود خوب شه و همه از نگرانی در بیان.   دیشب هم خاله ژیلا و دایی امیر و فاطمه و حوریه اومدن خونمون.آخه حوریه میخواست با تو بازی کنه.و شما دوتا کلی بازی کردین آخر شب هم بابا سه تارش رو آورد و داد به دایی امیر و اون هم واسمون کلی خوند و زد.و تو هم مثل همیشه تا صدای آهنگ شنیدی شروع کردی به نای نای کردن(رقصیدن).البته بابایی هم واسمون یه کم نی زد. خلاصه خیلی خوش گذشت و شما هم بعد رفت...
3 دی 1390

قصه موش و گربه

به نام خدا قصه ی موش ها و گربه ها یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری پادشاهی بود که  به خوردن غذاهای خوشمزه خیلی علاقه داشت.هر روز آشپز قصر غذاهای خوش آب و رنگ و لذیذی برایش می پخت و روی میز می چید، اما همین که پادشاه مشغول خوردن می شد،چندتا  موش کوچولو روی میزش می پریدند و شروع می کردند به خوردن غذاهای روی میز و هرچه آشپز و خدمتکار سعی می کردند آنها را از آنجا دور کنند نمی توانستند؛ چون موش ها خیلی زرنگ و تر و فرز بودند و هرکدام از آن ها  تکه ای از غذاهای پادشاه  را برمی داشتند و تندتند می خوردند. به نام خدا قصه ی موش ها و گربه ها یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری پادشا...
1 دی 1390

شعر طنز شب یلدا

                                  شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه              گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل              دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم               ز هــــــــر ...
30 آذر 1390

شب یلدا

                                                            شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره                      شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است     &n...
30 آذر 1390

نی نی گولو داره میاد

عزیز دلم سلام بالاخره دندون هشتم در اومد و خیال مامانی راحت شد.   راستی فردا قراره نینی عمه سیما،زهرا کوچولو دنیا بیاد و به انتظارها واسه دیدن روی ماهش پایان بده.من که خیلی دوست دارم هرچه زودتر ببینمش.                              وهمین که یه کوچولو بزرگتر شه بشه یه همبازی خوب واسه یسنا جونم ...
29 آذر 1390

پویا کوچولو هم اومد

عزیز دل مامان یسنا جونم سلاممممممممممم دیشب خاله زیور(خانوم پسر عموی مامان) یه پسر ناز و خوشمل  به دنیا آورده که اسمش رو گذاشتن پویا حالا دیگه شدین ٣ تا موش کوچولو،یسنا کوچولو ،زهرا کوچولو و پویا کوچولو .یه مدت دیگه که اونا بزرگ تر شن ،تو ٢تا همبازی خوب داری نفسم ...
29 آذر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد